ویژگی های معلم خوب از نظر مکاتب تربیتی

پروفسور جردن پیترسون

1ویژگی معلم خوب: "باتلر"درکتاب "ایدآلیسم درآموزش وپرورش"برخی ازاوصاف ونقش هایی رابرای معلم خوب شناسایی وبیان کرده است که به برخی ازآنهادرذیل اشاره می گردد.به گفته ی "باتلر"معلم باید:

۱-برای دانش آموزتجسمی ارفرهنگ وواقعیت باشد.

۲-درخصوص شخصیت انسانی متخصص باشد

۳-درفرآیندهای یادگیری،صاحبنظربوده،قادرباشدکه تخصص رابا"اشتیاق"درآمیزد.

۴-برای رفاقت دانش آموزان ارزش قائل باشد.

۵-علاقه به یادگیری رادردانش آموزان بیدارکند.

۶-دریابدکه اهمیت اخلاقی تدریس درهدف آن یعنی دربه کمال رساندن انسانهانهفته است.

۷-به تولددوباره ی فرهنگ طی هرنسلی کمک کند.

۸-بایدبتدریج خودرافراموش کندوبه شخصیت شاگردان ورشدآنهااهمیت دهد.

۹-بایدسازنده ی دموکراسیهاباشد.

۱۰-بایدعامل انتقال میراث معنوی باشد

ویژگی های معلم از دیدگاه پراگماتیسم

از نظر دیویی معلم نقش راهنما و همکار شاگردان را برعهده دارد. دیویی اعتقاد دارد که معلم نباید نقش دانای محض که می‌خواهد دانش خودرا منتقل کند، داشته باشد بلکه باید دانش‌آموزان را از راه فعالیت، تحقیق و پرورش به تفکر وادارد. مربی به عنوان زنده نگاه دارنده تفکر و یادگیری در ذهن دانش‌آموز است. اوست که به ایجاد موقعیت‌ها و ساختن شرایط فعالیت، کار و تلاش دانش‌آموزان اقدام می‌کند و شرایط تجربه مفید را فراهم می‌سازد، همواره درصدد است تا فعالیتی‌ نو برای شاگرد با توجه به علاقه و رغبتش فراهم کند. از نظر دیویی باید همواره یک ارتباط متقابلی میان دو رکن یاددهنده و یادگیرنده یا همان معلم و دانش‌آموز وجود داشته باشد. آنان باید به تبادل تجربه بپردازند و هر دو در حال یادگیری باشند، هر دو یکدیگر را راهنمایی و هدایت کنند نه اینکه یکی مجبور به اطاعت و دیگری دستوردهنده باشد. در این ارتباط متقابل، تعادل ایجاد می‌شود، مسأله به وجود می‌آید و تفکر منطقی می‌گردد.
معلم باید سازنده موقعیت های یادگیری برای مسائلی خاص باشد تا حل مسائل مزبور موجب راهنمایی دانش آموزان در فهم بهتر محیط اجتماعی و طبیعی شان شود. هم معلم و هم دانش آموز باید به جای پیروی از ساخت سنتی مواد درسی، متوجه هرگونه معلوماتی با شند که مفید بودن آنها در حل مسأله ای خاص که با آن درگیر هستند به ثبوت رسیده است؛ مانند حمل و نقل در اعصار مختلف، عادات جنسی معاصر یا زندگی در یک دهکده بومی.
دیویی بر تربیت معلمان تأکید دارد و معتقد است که برای تغییر و اصلاح تعلیم و تربیت باید معلم را آماده ساخت و او را تربیت کرد و بر آموزش مداوم معلم تأکید داشت و او را به عنوان یک رکن مهم در تربیت مؤثر و مفید تشخیص داد و در تربیت او کوشید.
اگر در تربیت معلّم، دقت کافی به عمل آید و برای تربیت وی از روش‌های فعال استفاده گردد و ایجاد یک ارتباط دو طرفه میان معلم و جامعه فراهم شود در این صورت معلمی تربیت می‌شود که قدرت درک و فهم بالایی برای برخورد با دانش‌آموزان و حل مشکلات آنان را خواهد داشت.
برای تحقق این هدف باید معلم با فرهنگ عمومی آشنا باشد و آن را به خوبی بشناسد، نسبت به دانش‌آموز بینش قوی و درک عمیق داشته باشد، در این صورت است که تجربه و تفکر توام می‌گردد و معلمی چندبُعدی تربیت می‌شود.

برای دانلود مقاله ( معلم از نظر پراگماتیسم) کلیک کنید

ویژگی های معلم از نظر حکما و فلاسفه

ويژگي هاي یک معلم خوب در تفکر ابن سينا در این بخش توضیح داده شده است.

معلم و معلمي همواره در اديان آسماني و در انديشه بزرگان و متفکرين جهان مورد تکريم واحترام بوده است. بوعلي سينا نيز در امر آموزش و پرورش و تعليم و تربيت کودک از پدر مي خواهد که در انتخاب آموزگار بسيار دقت کند و بداند فرزندش را به دست چه کسي مي سپارد. بوعلي سينا پس از بيان ضرورت آموزش و تعليم به موقع کودک در ارتباط با ويژگي هاي معلم مي گويد: اولابايد در انتخاب آموزگار و مربي کودک دقيق شد که خردمند و ديندار باشد و راه تهذيب اخلاق و پرورش و تربيت بچه را بشناسد و با وقار و سنگين و با مروت و پاکدامن و نظيف باشد و راه معاشرت را بداند.(1)

بوعلي سينا در بيان فوق به هشت ويژگي مهم معلم اشاره مي کند و مي گويد: کسي که عهده دار تربيت کودکان مي شود بايد حداقل اين خصوصيات را دارا باشد:

1- خردمند باشد: يعني مهمترين خصيصه معلمي را که دانايي است دارا باشد و بر آنچه که آموزش مي دهد تسلط علمي داشته باشد و بتواند پاسخگوي سوالات دانش آموزان باشد.

2- ديندار باشد: از ديدگاه تربيت ديني علي رغم اينکه بر دانايي معلم تاکيد مي گردد، با اين وجود آن را شرط کافي براي نشستن بر کرسي معلمي نمي داند بلکه آنچه که معلم را الگو و سرمشق رفتاري دانش آموزان قرار مي دهد، ادب، اخلاق و تقواي اوست. بنابراين منظوراز دينداري و دارا بودن اين خصوصيات عالي، رفتاري است که لازم است شخصيت و منش معلم به آنها آراسته گردد.

3- آشنا با تربيت کودک باشد: بدون شناخت ويژگي هاي رشد و نيازها و خواسته هاي کودک در مراحل مختلف سني و بدون آشنايي با چگونگي شکل گيري مفاهيم در ذهن کودک و ديگرابعاد شخصيتي او امکان تعليم و تربيت وجود نخواهد داشت. معلم بايد کودک را بشناسد و راههاي تامين نيازهاي عاطفي، اجتماعي وعقلي او را بفهمد.

از ديدگاه بوعلي سينا معلم بايد به تفاوت هاي فردي کودکان توجه نمايد، وي مي گويد:

“هر آنچه کودک مي طلبد و به آن گرايش دارد براي وي ممکن نيست، بلکه بايد به او مطلبي را ياد داد که با ذوق و فهمش سازگار باشد. اگر فراگيري همه علوم و فنون براي همه کس مقدور بود و به آساني به دست مي آمد، هيچ کس را نمي يافتيد که از فرهنگ بي بهره و با فنون مختلف آشنا نگردد؛ اما چنين نيست و هرکس به دانش يا فني علاقه دارد و چه بسا افرادي که از علم و فرهنگ لذت نمي برند. از اين رو بر مسئولين تعليم و تربيت کودکان فرض است که نخست استعدادها و توانايي هاي آنان را سنجيده و آنگاه دانش هاي سودمند و مناسب را به آنان فرا دهند...”(2)

4- باوقار و سنگين باشد: شغل معلمي به مانند ديگر شغل ها نيست، او با کرامت انسان سروکار دارد. اگر با وقار و با هيبت نباشد در چشم دانش آموزان کوچک جلوه مي کند، در اين صورت احترام و اعتماد از او سلب مي شود. وقار و سنگيني و برخوردهاي همراه با ادب و بيان سخنان حکيمانه، معلم را در نزد دانش آموزان بزرگ و قابل اعتماد مي سازد و به عنوان الگو و تکيه گاه دانش آموزان محسوب مي گردد.

5- با مروت باشد: اين ويژگي نيز از اين جهت مهم است که معلم با خردسالان و کودکان سروکار دارد، کسي که سخت دل و سنگدل است، مي تواند با روحيه لطيف و ظريف کودک ارتباط برقرار کند. دل معلم بايد نرم و به اصطلاح رحم دل باشد و از آنجايي که کودکان به علت کمي تجربه و کوچکي ظرفيت رواني خطاهاي بسياري را مرتکب مي شود، معلم بايد داراي روحيه گذشت و اغماض باشد و مروت و مردانگي را در مواقع لزوم و براي تاديب کودک در نظر داشته باشد.

6- پاکدامن باشد: اين اصل از آنجا ناشي مي شود که کودکان به معلم خود بسيار اعتماد دارند و هرگز در عفت و پاکدامني او شک نمي کنند، لذا معلم بايد از اين اعتماد دانش آموزان در جهت تاديب آنها بهره جويد و حتي در انديشه خود آنچه را که خلاف عفت و پارسايي است، نگذارند. فراموش نکنيم کوچکترين خلاف معلم در اين راستا ضربه اي بر پيکره کودک مي زند که قابل جبران نخواهد بود.

7- نظيف باشد: اين اصل از اين يافته روانشناسي ناشي مي شود که کودکان قبل از آنکه به قول پياژه به مرحله تفکر منطقي و تفکر انتزاعي برسند در مرحله حسي- حرکتي قرار دارند؛ يعني ابزار شناختشان از جهان حواس آنهاست. کودکان دبستاني افراد را از وضع ظاهرشان ارزيابي مي کنند، در واقع معلمي که سر و صورت و لباسش مرتب، تميز و شيک است در نظر کودکان فردي بزرگ و قابل احترام است و فردي که تميز و نظيف نباشد، از او دوري مي کنند و حرفهايش را جدي نمي گيرند و اگر کودکان او را الگوي خود قرار دهند، کودکاني بار خواهند آمد که نسبت به نظافت و بهداشت فردي بي مسئوليت خواهند بود.

شهيد ثاني در کتاب “منيه المريد” مي نويسد:

“بايد معلم با آمادگي کامل و زمينه هايي که نمايانگر وقار و هيبت اوست و با لباس و بدني نظيف وپاکيزه وارد جلسه شود و جامه خويش را از پارچه سفيد تهيه کند زيرا جامه سفيد بهترين و نيکوترين و زيباترين تن پوش انسان است” و در ادامه ضمن اينکه لباس را مايه حفظ وقار و متانت مي داند مي گويد: “معلم بايد به هنگام ورود به جلسه درس خود را خوشبو ساخته و موي صورت خود را شانه زده و خويشتن را از هرگونه آثار زننده و اشمئزاز آور بپيرايد.”(3)

8- راه معاشرت را بداند: اين ويژگي از اصل تفاوت هاي فردي ناشي مي گردد. روانشناسي امروز در شناخت توانمندي هاي روحي و رواني آدمي معتقد است که افراد داراي الگوهاي متفاوتي در رفتار هستند، زيرا محيط ژنتيکي و محيط اجتماعي کودکان و پايگاه هاي فرهنگي واقتصادي آنان با يکديگر متفاوت است. حتي کودکان دوقلوي همسان با هم برابر نيستند. بنابراين معلم بايد بداند که با هر کودک چگونه بايد برخورد و معاشرت نمايد. نسخه يکسان پيچيدن براي همه در سيستم تعليم و تربيت جواب نمي دهد. از طرف ديگر معلم بايد بداند که کودک را چه وقت تشويق و چه وقت تنبيه کند و زمان و مکان مناسب براي تعليم و تربيت را بشناسد.

مجموعه ويژگي هاي فوق نشان مي دهد که بوعلي سينا براي معلم جايگاه مهمي در سيستم آموزش و پرورش قائل است و معتقد است که معلم، الگوي رفتاري کودکان است و آنان از رفتار او نسخه برداري و در زندگي خود عمل مي کنند.

بوعلي مي گويد:

“معلم نه تنها بايد با راههاي پرورش و تربيت آشنا باشد بلکه بايد بينا باشد، بينايي مرحله اي عميق تر از آشنايي است.”

اين نشان مي دهد که بوعلي سينا تا چه حد به تربيت معلم حساس است.

برای دانلود مقاله ی( معلم از نظر ابوعلی سینا) کلیک کنید

ویژگی معلم خوب از نظر تعالیم الهی و دینی

 

معلم شايسته از ديدگاه قرآن

معلمي وظيفه اي بس گرانقدر و ارزشمند در اسلام است. اولين معلم خداوند متعال است كه فرمود: الرحمن، علم القرآن... خداوند رحمان قرآن را آموخت... دومين معلم، پيامبر اكرم(ص) است كه خود فرمود: من معلم برانگيخته شده ام و ائمه اطهار و بزرگان دين نيز هر يك معلماني برجسته و راهنماياني بس شايسته بوده اند.
در اين مقاله، نويسنده كوشيده است كه به بررسي ويژگي هاي معلم شايسته براساس آيات قرآن كريم و احاديث ائمه اطهار(ع) بپردازد.
مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:

عنوان مقدس معلمي برگرفته از اوصاف خداوند متعال است قرآن كريم مي فرمايد: �علم الانسان مالم يعلم (علق-5) خداوند متعال به انسان آنچه را نمي دانست ياد داد!�
همچنين آيات قرآن كريم مهمترين ويژگي انبياء الهي را تعليم مردم بيان كرده و آن گراميان را به عنوان معلمان بشر مي شناساند و مي فرمايد: �لقد من الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين (ال عمران-164)
خداوند بر مومنان منت نهاد، هنگامي كه در ميان آنها، پيامبري از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاك كند و برايشان كتاب و حكمت بياموزد هر چند پيش از آن، در گمراهي آشكاري بودند.�
در عظمت منزلت و مقام معلم همين كافي است كه بزرگ ترين معلم جهان بشريت حضرت رسول خاتم(ص) به اين ويژگي خود افتخار مي كرد.آن بزرگوار زماني كه با دو گروه در مسجد مواجه شد كه گروه اول عبادت مي كردند و گروه دوم به آموزش علم مشغول بودند، گروه دوم را كه در محضر استادي علم مي آموختند، افضل دانست و فرمود: �انما بعثت معلما؛ همانا كه من به عنوان معلم انسان ها مبعوث شده ام. � (سنن دارمي، ج1، ص 99)
آن حضرت چنان براي معلمان و مقام ارجمند آنان ارزش قائل بود كه در دعاهايش مي فرمود: �اللهم اغفر للمعلمين و اطل اعمارهم و بارك لهم في كسبهم؛ (كشف الخطا، ج1، ص48) خداوندا! معلمان را بيامرز و عمر طولاني به آنان عطا فرما و كسب و كارشان را مبارك گردان!�
آري، معلمي از خصوصيات انبيا و از صفات محبوب آنان مي باشد. در مقام پاسداشت از تلاش هاي معلمان سخني بالاتر و زيباتر از كلام مولاي متقيان، حضرت علي(ع) نمي توان يافت كه فرمود: �من علمني حرفا فقد صيرني عبدا) (جامع السعادات، ج3، ص 112) كسي كه به من يك حرف بياموزد، مرا بنده خود كرده است.� البته اين شرافت و فضيلت براي معلم، زماني ارزشمند است كه بتواند اين موهبت الهي را در وجود خود محقق سازد و با تمام وجود در جهت كمال جامعه به تعليم و تربيت بپردازد.
با توجه به اهميت مقام و منزلت معلم در قرآن، در اين فرصت به بررسي برخي از اوصاف معلمين از منظر كلام وحي مي پردازيم:
  خلوص نيت
از ديدگاه كلام وحي، جاودانگي هر عملي نياز به خلوص نيت دارد و بدون اين ويژگي اعمال افراد ارزش واقعي نخواهد داشت:�فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملاً صالحاً و لايشرك بعباده ربه احداً (كهف -110)
هر كه براي وصول به لطف و رحمت پروردگارش اميدوار است، بايد كاري شايسته (با خلوص نيت) انجام دهد، و هيچ كس و هيچ چيز را در عبادت پروردگارش شريك نكند!�
�فاعبد الله مخلصا له الدين� الا لله الدين الخالص (زمر-3) پس خداي را با خلوص نيت درعمل به آئين حق، بندگي كن، هان اي انسان! دين و آئين خالص وپاكيزه از آن خداي متعال و براي او است.�
بنا بر اين اولين گام توفيق درعرصه تعليم، خالص بودن نيت است و يك معلم شايسته در آموزش متعلمين خود فقط و فقط به خاطر خدا انجام وظيفه مي كند.
امام صادق (ع) فرمود:�المعلم لا يعلم بالاجر و يقبل الهديه اذا اهدي اليه؛(وسايل الشيعɇ، ج 17، ص 156)
معلم به خاطر مزد درس نمي دهد، بلکه برای خلوص نیت و برای رضای خدا درس می دهد و هر گاه هدیه ای به او دادند او را می پذیرد.
صلاحيت علمي
بدون علم و آگاهي هرگز كاري سامان نمي يابد و دانستن راه و روش تعليم از اساسي ترين شرط هاي شغل معلمي است.
ذات نايافته از هستي بخش
كي تواند كه شود هستي بخش
هنگامي كه حضرت موسي (ع) مامور شد كه در نزد معلمي به آموزش بپردازد خداوند او را به نزد فردي عالم و آگاه تر از خودش راهنمايي كرد. قرآن در اين زمينه مي فرمايد:�فوجدا عبداً من عبادنا آتيناه رحمه من عندنا و علمناه من لدنا علماً.
] موسي و همراهش در ادامه سير علمي خود[ بنده اي از بندگان ما را يافتند كه رحمت ]و موهبت عظيمي[ از سوي خود به او داده، و علم فراواني از نزد خود به او آموخته بوديم.�
قال له موسي هل اتبعك علي آن تعلمن مما علمت رشداً (كهف -65)
موسي به او گفت: آيا از تو پيروي كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده و مايه رشد و صلاح است، به من بياموزي؟�
آري بدون علم و تخصص كافي، هرگز امر تعليم و تعلم ممكن نخواهد شد. حرفه معلمي هم چنانكه از اسمش پيداست انتقال علم و دانشي است كه دروجودش نهفته است. هر كس كه بدون كسب صلاحيت لازم بخواهد به امر تعليم و تعلم بپردازد علاوه بر اينكه موجبات خواري و ذلت خود را فراهم خواهد آورد لطمات جبران ناپذيري نيز به جامعه وارد خواهد كرد.
فروتني و گذشت
از ويژگي هاي معلمان موفق، تواضع و گذشت آنان در مقابل خطاهاي شاگردان مي باشد. عفو و گذشت يك معلم از خطاهاي متعلمين مي تواند هم شخصيت معلم را در برابر دانش آموزان محبوب و دوست داشتني جلوه دهد و هم درس عملي خوبي براي آنان باشد. قرآن كريم حضرت يوسف (ع) را به داشتن اين صفت پسنديده ستايش نموده و آن را به عنوان يك درس عملي براي تمام انسان ها آموزش مي دهد و گفتگوي آن معلم وارسته انسان ها را با برادران خطا كارش اينگونه نقل مي كند:�قالوا تالله لقدء اثرك الله علينا و ان كنا لخاطئين؛ برادران گفتند: به خدا سوگند كه خداوند تو را بر ما برگزيد و برتري داد وحقيقت اين است كه ما خطا كار بوديم.� يوسف (نيز با بزرگواري تمام)، فرمود:�لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم و هو ارحم الراحمين (يوسف-91) امروز هيچ سرزنشي بر شما نيست، خداوند شما را مي آمرزد، و او مهربان ترين مهربانان است.�
همچنين خداوند متعال در مورد خصلت زيباي تواضع به سخن ديگر از مربيان شايسته جهان بشريت، حضرت لقمان اشاره كرده مي فرمايد:�و لاتصعر خدك للناس ولا تمش في الارض مرحاً ان الله لايحب كل مختال فخور (لقمان -8)؛ با بي اعتنايي از مردم روي مگردان، و مغرورانه بر زمين راه مرو كه خداوند هيچ متكبر مغروري را دوست ندارد.�
علي(ع) نيز فرمود:�من تواضع للمتعلمين و ذل للعلماء ساد بعلمه (بحارالانوار، ج 75، ص 6) هر معلمي كه بر شاگردانش تواضع و فروتني كند و در برابر دانشمندان خود را كوچك و پايين دست به حساب آورد، با دانش خود به آقايي مي رسد.�
خاطره اي از شهيد رجايي
اسماعيل بشاش، از شاگردان شهيد رجايي در مدرسه كمال مي گويد:�يك بار دانش آموزي از مدرسه كمال براي بعضي از دانش آموزان مدرسه دخترانه همان اطراف برخلاف نزاكت، مزاحمتي ايجاد كرد و خبر آن در مدرسه انتشار يافت. صبح روز بعد، وقتي شهيد رجائي از بي ادبي آن دانش آموز اطلاع يافت، از عمل نادرست وي سخت عصباني شد و براي تنبه وي و هشدار به ساير دانش آموزان، درحالي كه با نگاه نافذ و گيرايش دانش آموز گناه كار را در نفوذ خويش داشت و با صداي نيمه شنيده ملامتش مي كرد، گوشش را گرفت و از كلاس اخراج كرد. اين عمل آقاي رجائي با آن سابقه ذهني اي كه بچه ها از نيك نامي و عملكرد وي داشتند و معلوم بود كه اولين بار چنين برخوردي اتفاق افتاده است، همه دانش آموزان را شگفت زده كرد. همان روز، بعد از نماز ظهر و عصر، دوباره همان دانش آموز خطاكار را احضار كرد و با وقاري خاص و چهره اي به غم نشسته، درحالي كه سعي مي كرد صدايش را همه بشنوند، دردمندانه در حضور همه بچه هاي كلاس از وي عذرخواهي كرد. آن دانش آموز كه از بزرگواري آقاي رجائي خيلي خجالت كشيده بود، سخت به گريه افتاد. كلاس با اين رفتار بزرگوارانه آقاي رجائي يكپارچه سكوت شد. همه بچه ها تحت تأثير خودشكني و نفس كشي وي، پندي ديگر گرفتند و درس زندگي و بزرگ مردي آموختند.�(1)
4- عدالت در بين شاگردان
پيامبر اكرم(ص) دورترين مردم از خداوند را دو گروه معرفي نمود و در توضيح گروه دوم فرمود: �و معلم الصبيان لايواسي بينهم ولا يراقب الله في اليتيم؛(2) و معلم كودكان كه در ميان آنان به عدالت رفتار نمي كند و در مورد يتيم، خدا را در نظر نمي گيرد.�
طلحه بن زيد در تفسير آيه �و لا تصعر خدك للناس� از امام صادق(ع) نقل مي كند كه آن حضرت فرمود: �ليكن الناس في العلم سواء عندك�.(3)
يعني بايد همه مردم از لحاظ دريافت هاي علمي در ديدگاه تو، مساوي و برابر باشند و بايد سهم و بهره از علم را به طور مساوي به آنها بپردازي و در ميان آنها تبعيض روا نداري.
5- عطوفت و مهرباني
درس معلم ار بود زمزمه محبتي
جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را
از نشانه هاي معلمان شايسته رافت و محبت آنان نسبت به شاگردان خويش است. اگر معلمي در جلسه درس رفتاري خشن، تكبرآميز و همراه با زور و تهديد در پيش گيرد هرگز در امر تربيت توفيق نخواهد يافت. در مقابل مهرورزي، فروتني و نرمش وي- در برخورد با شاگردانش- دل و ذهن آنان را به او متمايل كرده و با تمام وجود آموخته هاي معلم را دريافت خواهند كرد. خداوند اين رمز توفيق در امر تعليم و تربيت را اينگونه به پيامبر خود يادآور مي شود: �و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين(شعراء-215)؛ و بال و پر خود را براي مؤمناني كه از تو پيروي مي كنند بگستر ]و نسبت به آنان، متواضع و فروتن باش[!�
رسول گرامي اسلام(ص) خود نيز خطاب به تمام معلماني فرمود: �لينوا لمن تعلمون و لمن تتعلمون منه(منيه المريد، ص 69)؛ با كساني كه به شما علم مي آموزند و يا شما از آنان درس فرا مي گيريد، مهربان و نرمخو باشيد.�
- احترام به شخصيت و نام شاگردان
يك معلم كاردان و وظيفه شناس، معمولا راجع به نام و نسب و فاميلي و شهر و احوال و مشخصات دانش آموزان در جلسه درس خود، اطلاعاتي را كسب كرده و از آن در ارائه درس خوب بهره مي گيرد، به ويژه آن كه اگر آنان را با قشنگ ترين نامشان صدا بزند و محترمانه خطاب كند از توهين و تحقير آنان بپرهيزد و در تكريم آنان بكوشد؛ در سوره حجرات آمده است:
اي كساني كه ايمان آورده ايد! نبايد گروهي از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند و نه زناني زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند و يكديگر را مورد طعن و عيبجويي قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسي پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند!�
(حجرات-11)
آري، تكريم و خطاب كردن محترمانه، نوعي تجليل از شخصيت شاگردان است كه علاوه بر جذب قلوب آنان، اعتماد به نفس را نيز در وجودشان تقويت مي كند و در كمال شخصيتشان موثر است.
- عشق به تربيت و گريز از دنياپرستي
مربي و معلم حقيقي همواره به كار خود عشق مي ورزد و هرگز جايگاه مقدس تعليم و تربيت را وسيله اي براي رسيدن به مطامع دنيوي قرار نمي دهد. البته متوليان امر تربيت بايد مسائل و مشكلات دنيوي معلمان را برطرف كنند، اما او خود هرگز رسيدن به زخارف دنيوي را هدف اصلي قرار نمي دهد چرا كه مي داند خداوند متعال وعده فرموده: �من كان يريد حرث الاخره نزد له في حرثه و من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها و ما له في الاخره من نصيب� (شوري-20)
كسي كه بهره هاي آخرت را بخواهد، ما نيز به تلاش هاي او بركت و افزايش مي دهيم و بر محصولش مي افزاييم و كسي كه فقط بهره دنيا رابطلبد. كمي از آن به او مي دهيم اما در آخرت هيچ بهره اي ندارد!�
عطار نيز در توضيح اين معنا گفته است:
هركه او دنياي دون را كم گرفت
همچو صبح از صدق خود عالم گرفت
معلم ساده زيست
شهيد رجائي كه انصافاً اسوه معلمان معاصر است تا آخرين لحظه حيات، وسيله نقليه شخصي نداشت. پيش از انقلاب مي گفت: با يك بليط اتوبوس يا مبلغي ناچيز، هركجا كه بخواهم با وسايل نقليه عمومي مي روم. چرا اتومبيلي بخرم كه ساعت ها وقت و پول و آزادي خود را فداي نگه داري و تعميرات آن بكنم؟
وقتي بعد از انقلاب، مسئوليت هاي حساسي چون وزارت، نمايندگي مجلس، نخست وزيري و رياست جمهوري را عهده دار شد و در اوج قدرت با آنكه همه امكانات را در اختيار داشت و دست كم مي توانست براي خانواده يك اتومبيل شخصي فراهم كند، اين كار را نكرد و حتي از نظر لباس و پوشش ظاهري هيچ تغييري در زندگي خود و خانواده اش نداد. او در طول موقعيت هاي حساس مسئوليت بعد از انقلاب، همان لباس هايي را مي پوشيد كه حدود ده سال پيش به عنوان معلم در دبيرستان هاي مختلف تهران مي پوشيد. كت و شلوارش، همان كت و شلوار قهوه اي روشن و ساده و باراني اش همان باراني قهوه اي تيره دوران معلمي بود! با اينكه ديدارهاي خارجي داشت و ياران و همكاران و حتي خانواده اش به سبب موقعيت اجتماعي، به وي پيشنهاد مي كردند لباس هايش را تغيير دهد و لباس ديگري بپوشد، او به هيچ وجه دلايل توجيهي آنان را براي خريد و پوشيدن لباس نو، قانع كننده نمي دانست و افتخارش اين بود كه هنوز مي تواند از همان لباس ها استفاده كند. (4)
- عامل به گفته ها
امام صادق(ع) در تفسير آيه �انما يخشي الله من عباده العلماء� فرمود: دانايان و راهنمايان خداشناس و بيمناك از او، عبارت از كساني هستند كه عمل آنها گفتار آنها را تأييد نموده و با آن هماهنگي دارد. (5) اگر كردار كسي، گفتار او را تأييد نكند و ميان كردار و گفتارش ناهماهنگي، مشهود گردد، نمي توان عنوان عالم دانشمند و معلم و مربي جامعه بر او اطلاق كرد.
رسول خدا(ص) در اين باره فرمود: �در روز قيامت دانشمندان]و معلمان[ بد را مي آورند و به آتش جهنم مي اندازند. يكي از آنان ]از شدت عذاب[ در داخل آتش به دور خود مي چرخد... كساني كه از او علم آموخته و نجات يافته اند، به او مي گويند: واي بر تو! ما راه راست را از تو آموختيم و هدايت شديم. چرا تو اينگونه اي؟ او پاسخ مي دهد: من نسبت به آنچه به شما مي آموختم و شما را از آن نهي مي كردم، مخالفت كردم.�(6)

ویژگی های معلم خوب از نظر سازمان های بین المللی

مهمترین رکن در تعلیم و تربیت بی شک معلم است حال آنکه هر کسی شایسته معلم شدن و معلم بودن نیست و افراد باید ویژگی های مورد قبول این مسئولیت یا شغل را دارا باشد.

سازمان یونسکو،در سال 1996 میلادی کتابی با عنوان‏ خصوصیات یک معلم خوب منتشر کرد که در آن،بیش از 500 دانش‏ آموز از 50 کشور جهان،درباره‏ی ویژگی‏های یک معلم‏ خوب اظهارنظر کرده بودند.
بخش‏هایی از آن را می‏خوانید:
-سیانه هلی،اندونزی
یک معلم باید سه مشخصه اصلی داشته باشد.
1)زمینه‏ ی علمی،2)مهارت‏های حرفه‏ ای،3)خصوصیت‏ های‏ شغلی
یک ضرب المثل می‏ گوید:اگر به من ماهی بدهی،یک روز مرا سیر کرده‏ای;ولی اگر به من ماهی‏گیری یاد بدهی،یک عمر مرا سیر کرده‏ای.این،باید فلسفه یک معلم باشد.معلم باید صبور، مهربان،انعطاف‏پذیر،کاردان،شکیبا،با دیدباز با اخلاق‏خوش و مشتاق باشد و از تدریس لذت ببرد.نیز باید امانت‏دار،صادق،با قوه‏ی تصور قوی،خلاق و کارآمد،منظم،مفید،فروتن و باحیا باشد.
-میرجانا کزیجا،کرواسی
چیزی که واقعا از خصوصیات یک معلم خوب است،داشتن‏ هوش و درک است;زیرا داشتن این خصوصیات باعث می‏شود که معلم رفتارهای شاگرد را بفهمد،به این ترتیب،کمک کردن به‏ آنه‏ها آسان‏تر خواهد بود.یک معلم خوب باید درک بالایی برای‏ فهم آن‏چه در دنیای شاگردان اتفاق می‏افتد،داشته باشد.یک‏ معلم باید به آن‏چه درس می‏دهد،مسلط باشد.
-ماریا گارسیا،آمریکا
-یک معلم خوب با دو کلمه تعریف می‏شود:بهترین دوست. چه‏کسی قابل اعتمادتر از«بهترین دوست»می‏توان‏ به خاطر آورد؟اجازه بدهید که همه‏ی این‏ها،معلمان باشند، این‏طور نیست؟
-لاکسمان وادگیر،هندوستان
یک معلم خوب،بچگی شاگردانش را با روشی دوست داشتنی‏ می‏فهمد.او می‏فهمد که فرهنگ بچگی از فرهنگ بزرگسالی کلی‏تر است.
-کوکوبوباراسا،کنیا
من فکر می‏کنم از خصوصیاتی که یک معلم خوب باید داشته‏ باشد،توانایی حرف زدن متناسب با سطح شاگردان است که یادگیری را جذاب و فهمیدن را آسان می‏کند به صورتی که دانش‏ آموز گوش دهد و منتظر آمدن به کلاس باشد و معلم نیز کلاس را کنترل کند.

-کیتی،آمریکا
هنگامی که با علاقه و باهم کار می‏کنید،انتظار یک شاه‏کار را داشته باشید.خیلی اساسی است که در کل،یک معلم به انسانیت‏ علاقمند باشد.اگر بچه‏ها را دوست داشته باشد و از کارش لذت ببرد و برای شخصیت دانش‏ اموزان ارزش قائل باشد،هر چیزی در جای‏ خود قرار می‏ گیرد.یک معلم باید دقت داشته باشد که برای بچه‏ ها یک‏ الگو است.به‏ خاطر داشته باشد که آن‏چه را ما می‏خواهیم با حرف زدن‏ درس بدهیم،با عمل بهتر می‏ توانیم.این بهترین راه حل است.

-جودیت باتلر،ایرلند
معلم باید شاگردانش را دوست داشته باشد و رضایت را در یادگیری‏ را برای آن‏ها به ارمغان بیاور.

-کریستسن برگر،شیلی
یک معلم خوبی کسی است که خودش یک فراگیر باشد.

-استرید،پرت،استرالیا
کسی که تعصب و نقطه‏ نظری جامد ندارد،چشمانی باز برای دیدن‏ و کشف کردن زندگی دارد و خودآموزنده است.

-آشیش،مومبای،هندوستان
من فکر می‏کنم که یک معلم خوب باید همیشه ارزش و هدف‏ چیزهایی که درس می‏دهد را با روشی دوستانه و هیجان‏انگیز نشان‏ دهد.

-علی السباق،مصر
1)معلم باید شاگردان را دوست داشته باشد و بداند که بچه ‏ها شخصا می‏توانند با کمک او مشکلاتشان را حل کنند;
2)طبیعت مشترک و علاقمند به معلم کمک خواهد کرد بچه‏ ها را بهتر بشناسد;
3)بچه‏ ها معلم‏هایی را بیش‏تر دوست دارند که بتوانند به آن‏ها اطمینان واعتما داشته باشند.

-هانا گانتر،آلمان
یک معلم خوب باید:
1)صبور باشد;
2)روش‏های تدریس را بهبود ببخشد;
3)روی موضوع تسلط داشته باشد;
4)به دانش‏آموزان برای علاقمند شدن به موضوع مربوطه‏ آگاهی بدهد;
5)بفهمد که شاگردان چه‏طور باید کار کنند;
6)حالات زمان بچگی‏اش را به یاد بیاورد.

-مایک کروتویله،بلژیک
معلم خوب کسی است که
1)به موضوع تدریس‏اش مسلط است;
2)همیشه در فکر بهبود تکنیک‏های تدریس می‏باشد;
3)همیشه برای تربیت شاگردان لایق سعی کند;
4)نیازهای شاگردان را برای کمک به آن‏ها تشخیص‏ می‏دهد.

-ویوکاناداتوی‏قاتاک،هندوستان

1)یک معلم خوب کسی است که برای آماده کردن شاگردانش‏ ابتکار عمل نشان می‏دهد تا به سرمایه‏های باارزش کشورش‏ تبدیل شوند;
2)یک معلم،شخصی است با قلبی بزرگ.

-نگوزی اکوریک،نیجریه
یک دوست واقعی کسی است که همه‏ چیز را درباره شما می ‏داند و باز هم شما را دوست دارد.یک معلم خوب یک دوست‏ خوب است.یک معلم خوب کسی است که با عشق به بچه‏ ها درس می‏دهد.

-عارف رضا،پاکستان
1)کسی خوب تدریس می‏کند که خودش را یک دانش ‏آموز فرض کند;
2)یک معلم خوب باید مثل شاگردانش زندگی کند و کسانی‏ که به او نگاه می‏کنند را گمراه نکند;
3)یک معلم خوب باید وجودی آموزش‏پذیر داشته باشد.

-زهیدشاه،پاکستان
من فکر می‏کنم یک معلم خوب باید دانش‏ آموز را در مورد تمامی نیازهایش راهنمایی کند;هم به صورت کلامی و هم به‏ صورت علمی.او باید بچه‏ ها را دوست داشته باشد،به آن‏ها خدمت‏ کند و احترام بگذارد.

-آبانا،فیلیپین
برای این‏که یک معلم ابتدائی خوب باشد لازم است که:
1-احساسی مثل یک بچه داشته باشد;
2-مثل یک بچه فکر کند;
3-مثل یک بچه عمل کند;
4-در فکرکردن و واکنش دادن بزرگسال باشد;اما به خاطر داشته باشد که او نیز یک بچه بوده و زمان آن است که آن دوران‏ بچگی را احیا کند.

-زایرالکساندرا،مکزیک
معلم برای دانش‏ آموزان،مثل باران برای زمین است.

-عمر،مراکش
یک معلم خوب به همه‏ ی نیازهای شاگرد پاسخ می‏دهد،نه‏ فقط نیازهایی که در برنامه انتخاب شده است.

-بن‏گانی زیمبابوه
من دوست دارم معلم به من کمک کند که فکر کنم و خودم‏ به جواب مسئله برسم